على محمدى خراسانى
19
شرح منطق مظفر (فارسى)
عن الخطأ في الفكر » و اينكه قيد « في الفكر » آورده ، بدان جهت است كه ذهن انسان چندين كار انجام مىدهد كه يكى از آنها فكر كردن است و تفصيل آن را هنگام تعريف فكر بازگو خواهيم كرد . 3 . موضوع علم منطق سومين مطلبى كه در مقدمه مىآوريم راجع به بيان موضوع علم منطق ، يعنى تصورات و تصديقات است ، ولى مرحوم مظفر بحث را از كلمهء علم شروع مىكند . در بيان و شرح اين قسمت بايد بگويم : وجود و هستى از عناوين و الفاظى است كه معنا و مفهوم ذهنى آن از واضحترين امور است ، ولى حقيقت و كنه آن در نهايت درجهء خفا است . حاجى سبزوارى در اين باره چنين سروده است : مفهومه من اعرف الاشياء * و كنهه في غاية الخفاء همانند كلمه وجود ، كلمهء علم هممعنا و مفهوم آن از بديهيات است . علم در مقابل جهل دانايى و دانستن را گويند ، ولى مصداق و حقيقت علم از امور بسيار بسيار مجمل و مبهم است كه به اين آسانى نمىتوان به كنه آن رسيد . علم در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 . علم حصولى . 2 . علم حضورى . علم حصولى عبارت است از : حصول صورت معلوم در پيشگاه عالم ، يعنى در علم حصولى نفس معلوم ، در خارج مستقلا موجود است اگرچه صدها فرسنگ از پيشگاه عالم فاصله داشته باشد ، و تنها صورتى از آن معلوم خارجى در ذهن عالم حاضر و حاصل است . مثلا ما به موجود عجيبوغريبى كه در دورترين نقاط عالم و در جنگلهاى آمازون زندگى مىكند ، از راه ديدن يا شنيدن علم پيدا مىكنيم . و تصويرى روشن يا تاريك از آن در محيط ذهن داريم ، ولى خود آن معلوم از حضور ما غايب است ، و گرنه ذهن انسان گنجايش و توان آن را ندارد كه همهء معلومات به وجود عينى در ذهن گردآورى شوند . هم يخهاى قطب شمال و جنوب ، و هم آتش آتشكدههاى جهان ، و هم درختان سر به فلك كشيده جنگلها ، و هم كوههاى عظيم دنيا و . . . علم حضورى عبارت است از : حضور نفس معلوم با وجود خارجىاش در پيشگاه